خانه / هنر / سینما و تلویزیون / تحلیل و بررسی فیلم در میان ستارگان (Interstellar)

تحلیل و بررسی فیلم در میان ستارگان (Interstellar)

بدون شک پیش از این دوستداران فیلم های علمی تخیلی، فیلم “جاذبه” (Gravity) به کارگردانی آلفونسو کوارون را دیده اند. فیلمی که علی رغم توجه منتقدین و داوران به آن و با وجود جلوه های ویژه منحصر به فردش، با توجه به اینکه نمی تواند قوانین فیزیک را به خوبی پیاده کند، نمی توان روی آن حساب زیادی باز کرد. شاید بهتر باشد که با صرف نظر از جزییات، از تصاویر خیره کننده و روند داستانی آن لذت برد.

اما وقتی کارگردانی به نام کریستوفر نولان اقدام به ساخت فیلمی در این حوزه می کند بدون شک آن هایی که او را می شناسند می دانند که بعید است با یک اثر این چنینی روبرو شوند. کارگردانی که برای نوشتن فیلنامه فیلم تلقین (Inception) که کاملا تخیلی است بیش از یک دهه وقت می گذارد و دنیایی را با قواعدی پیچیده خلق می کند بعید است که هنگام نوشتن فیلنامه ای با ساختار علمی به این سادگی ها اشتباهی را مرتکب شود.

او از ریسک تغییرهای متعدد سمت و سوی داستان نمی‌هراسد (Prestige) و با معنای پایان دوگانه به خوبی آشناست و آن را خوب به کار می‌بندد (Inception و Memento). در طراحی و بیان شخصیت‌ها درخشان عمل می‌کند و به انتزاعی‌ترین شخصیت‌ها مفهومی قابل درک و انسانی می‌بخشد و بهترین نمایش ممکن را از آن‌ها عرضه می‌دارد (سه‌گانه‌ای که از بتمن ساخته)، نمادها را به زیبایی به کار می‌گیرد تا مفهومی عمیق را غیر شعاری عرضه نماید (“زندان” و تقابل “ترس و امید” در “خیزش شوالیه تاریکی”).

مشاور علمی برادران نولان در این فیلم پروفسور کیپ تورن است، او دکترای خود را از دانشگاه پرینستون دریافت کرد و در حال حاضر استاد فیزیک دانشگاه Caltech آمریکاست. تخصص او در زمینه کیهان شناسی، گرانش و نسبیت است و از دوستان نزدیک استیون هاوکینگ به شمار می رود. پایه های علمی فیلم به طور عمده بر روی نظریات وی بنا شده است.

پروفسور کیپ تورن، استاد فیزیک دانشگاه Caltech آمریکا

“در میان ستارگان” به جايی می رود که “جاذبه” حتی تلاش هم نکرده بود. فیلم آلفونسو کوارون با وجود همه شايستگی هایش در اين قسمت بسیار بد عمل کرده بود. علاوه بر تصادفی بودن مکانيک مدار زمین، ایراد علمی بچه گانه و فضاحت بار اصلی ترین صحنه درام فیلم (جدایی کلونی و بولاک) هم که طبیعتا برای همه روشن است. اما در مورد “در میان ستارگان” معادلات کیپ تورن حتی در مورد جلوه های ويژه فيلم هم پياده شدند تا مطمئن شوند در فيلم همه چيز همان‌طور است که بايد باشد.

“در میان ستارگان” بدون شک دقیق ترین فیلم سینمایی ساخته شده در تاریخ سینما در حوزه فیزیک و اخترفیزیک است و مسائلی را در این حوزه مطرح می کند که در دنیای واقعی، پیچیدگی های شرح آن ها بسیاری از افراد بی حوصله را فراری می دهد. اما در اینجا، پیچیده ترین مباحث فضایی من جمله مفهوم زمان، کرمچاله ها و سیاهچاله ها به راحتی و با زبانی ساده و هنرمندانه به تصویر کشیده شده است که می تواند یک هدیه استثنائی برای علاقه مندان به علم نجوم باشد. کیفیت جلوه های ویژه بکار رفته در فیلم حیرت انگیزند و با استفاده از این ابزار توانسته اند مباحث علمی را که تا پیش از این فقط بر روی کاغذ قابل شرح بودند، به خوبی به مخاطب عام سینما تفهیم کنند.
اما این ها تمام داشته های “در میان ستارگان” نیست، شخصیت پردازی ها، روابط میان شخصیت ها، درام حاکم بر داستان و … همه و همه به بهترین شکل ممکن ارائه شده اند. نولان مانند تمامی آثار گذشته اش این بار نیز تماشاگر سینما را با انواع و اقسام لحظه ها و دیالوگ های ناب سینمایی که احتمالا فقط خودش و برادرش قادر به نگارش آن هستند به وجد آورده و اجازه نمی دهد که لحظه ای از فیلم را از دست دهد.

بدون شک برادران نولان در هنگام نوشتن فیلمنامه تحت تاثیر فیلم “۲۰۰۱ – ادیسه فضایی” استنلی کوبریک بوده اند. به عقیده بسیاری “در میان ستارگان” نه تنها ادیسه فضایی به روایت نولان است بلکه می توان آن را پاسخ نولان به سوالات متعددی دانست که کوبریک در فیلم خود مطرح می کند.

فیلم به صورتی معنی دار با مدل خاک آلود شاتل اَتلَنتیس آغاز می شود. صحنه های فیلم در آینده نزدیک رخ می دهند و در آن ها بشریت گرسنه و خالی از امید است. کوپِر (مَتیو مَک کاناهِی) که سابقاً یک خلبان تست پرواز بوده، به همراه دو فرزندش، دختری ده ساله به نام مُرف (مَکِنزی فوی) و برادر بزرگترش تام (تیمِتی چالِمَت)، به سختی از طریق کشاورزی در هنگامی که خاک در دوران پس از هزاره سوم دچار فرسایش شده است، امرار معاش می کنند و بقای آن ها به کشاورزی بستگی دارد. اما کوپِر را مردی جدید می یابیم که او را از همان قواره قدیمی بریده اند: قهرمانی صد در صد آمریکایی. او که به سبک تگزاسی ها کلمات را کشیده ادا می کند، با تکبر راه می رود و در عین حال احساساتش به طرزی شگفت انگیز عمیق هستند، سنتی ترین نقش اول کریستوفر نولان تا به امروز است و جوانیِ توام با شگفت زدگی کارگردان را مجسم می کند: مردی که از نظرش ما همه “کاوش گر و پیش تاز هستیم، نه متولی و نگهبان”

داستان هرچه جلوتر می رود روند آن پیچیده تر می شود. کوپر به طوری معجزه آسا، به یک ایستگاه مخفی ناسا هدایت می شود که در آن فضاپیمایی قرار گرفته است. مدیر این مجموعه دکتر برند (مایکل کین) قصد دارد برای نجات بشریت سفینه ای را به فضا ارسال کند، سفینه ای که باید از درون کرمچاله ای در نزدیکی زحل که به دلایلی نامعلوم به وجود آمده است عبور کند. دکتر برند از کوپر می خواهد که به همراه یک تیم، هدایت این فضاپیما را برعهده بگیرند و کوپر علی رغم مشکلات شخصی و وابستگی بی حد و مرز به خانواده اش تصمیم می گیرد برای نجاب بشر از این فرصت بهره ببرد …

نکته قابل توجهی که در داستان وجود دارد احساسات و عشق بی انتهایی است که سراسر فیلم را در بر می گیرد. نولان در مقدمه فیلم رابطه عاطفی عمیق میان خانواده کوپر را به تصویر می کشد، رابطه ای که قلب تپنده آن کوپر (پدر) و دخترش (مورف) است. پس از اینکه کوپر عازم فضا می شود و شرایط زمانی و مکانی به شدت پیچیده می شود، نولان با بازخوانی رابطه عاطفی شدید کوپر با دخترش و با در نظر گرفتن تئوری فیزیکی انقباض زمان تماشاگر را تحت تاثیر قرار داده و به شدت بهت زده می کند.
اوج نبوغ نولان در دقایق پایانی فیلم به نمایش گذاشته می شود. لحظاتی که نفس را در سینه هایتان حبس می کند. و اینگونه می شود که تا روزها فکر شما درگیر مسائل فیلم خواهد بود.

“در میان ستارگان” مرزی است میان علم و احساسات عمیق انسانی که در چارچوب یک داستان آخرالزمانی به تصویر کشیده شده است. این فیلم بدون شک ما را مجبور به تشویق و تفکر می کند. احتمالاً سالها طول خواهد کشید که اثری با کیفیتِ «در میان ستارگان» بتواند اینچنین داستان پیچیده ای را در قالب مفاهیم انسانی با ساده ترین زبان ممکن روایت کند.

post-interstellar7

نکات و پیغام های پنهان فیلم “در میان ستارگان” (اگر فیلم را ندیده اید این قسمت را نخوانید (Spoilers))

هر فیلمی که ساخته می شود روایتگر اندیشه های نویسنده و کارگردان آن است پس نباید انتظار داشت همه آن ها به مذاق ما خوش بیاید. خوشبختانه این روزها با توجه به رشد و آگاهی عموم جامعه میزان تاثیر پذیری از اندیشه های باطل موجود در فیلم ها به حداقل رسیده است و دلیلی برای اینهمه نگرانی و ترس وجود ندارد. بیننده فیلم به راحتی ردپای مکاتب و اندیشه های باطل را در فیلم می یابد و حتی از آن ها بر علیه خود فیلم استفاده می کند. اما در این میان بسیاری به نوعی وسواس دچار شده اند، وسواسی که آن ها را وادار می کند به هر طریقی بکوشند تا اندیشه هایی باطل از مکاتبی باطل را به فیلم بخورانند تا با اثبات بطلان فیلم مجلسی را گرم کنند، همانند آن دسته از منتقدانی که با تخریب همه فیلم ها خود را بالا می کشند و روزی طلب می کنند.
تحلیل و بررسی فیلم باید در فضایی منطقی، به دور از احساسات و با ادله دقیق و روشن صورت گیرد تا بتواند حاصلی داشته باشد.
در فیلم “در میان ستارگان ” نیز نکاتی نهفته است که مرور آن ها خالی از لطف نیست:

  • موسیقی متن بی نظیری که هانس زیمر آلمانی برای این فیلم تصنیف کرده است، موسیقی است که بدون شک نوای کلیسا و موسیقی های مذهبی مسیحیان را یادآور می شود. موسیقی که حتی در لحظه‌های پرتنش و پرتحرک هم اندوه مستتر در آن فروکش نمی‌کند.
  • نام ماموریت ناسا برای نجات بشریت، ایلعازر است، ایلعازر در انجیل یوحنا نام شخصی است که چهار روز پس از مرگش به دست عیسی مسیح دوباره زنده شد. در این ماموریت ۱۲ فضانورد که شجاع ترین انسان های تاریخ معرفی می شوند به ۱۲ سیاره که احتمال حیات در آن ها وجود دارد فرستاده می شوند. بدیهی است که این ۱۲ فضانورد، ۱۲ حواریون عیسی مسیح را در ذهن تداعی می کنند. رهبر این ۱۲ فضانورد دکتر “مان” است، کسی که به عنوان شایسته ترین آن ها معرفی می شود. اما در انتهای داستان نه تنها روشن می شود که دکتر “مان” فردی ترسو است که با خیانت می کوشد کوپر را بکشد. و شاید اشاره ای باشد به یهودای اسخریوطی که به عیسی مسیح خیانت کرد.
  • کوپر در تمام فیلم نماد انسانی کامل و سرشار از خوبی هاست. او عاشق خانواده اش است با اینحال برای نجات بشریت از آن ها می گذرد و در نهایت هم اوست که زمینه نجات را فراهم می کند. از طرف دیگر اوست که رهبر ماموریت ایلعازر یعنی دکتر “مان” را از خواب بیدار می کند، اینکار را نه رامیلی انجام می دهد و نه آمیلیا، کوپر است که دکتر “مان” را از خوابی که منتهی به مرگ است بیدار می کند. چه کسی ایلعازر را دوباره زنده کرد؟ عیسی مسیح … پس ممکن است کوپر نمادی از عیسی مسیح باشد که برای نجات بشر از همه چیزش می گذرد.
  • از طرفی کوپر همان روح دخترش مورف است، روحی که در ابتدا کتاب ها را در اتاق مورف به زمین می اندازد و به دنبال راهی برای ارتباط است. این روح، مورف و کوپر را به محل مخفی ناسا هدایت می کند و در نهایت با ارسال داده های کوانتومی سیاهچاله زمینه ساز نجات بشر می شود. روحی که از زمان و مکانی دیگر پیغام ها را ارسال می کند و به کمک آن ها می آید. مسیحیان معتقد به روح القدس هستند، روحی که زمینه ساز ارتباط عیسی مسیح و خداست. پس به نوعی کوپر، روح القدس هم معرفی می شود.
  • در تمام مدت فیلم پدیده هایی که دلیل علمی ای برای وقوع آن ها وجود ندارد به “آن ها” نسبت داده می شود. حضور معجزه آسای کوپر در پایگاه مخفی ناسا، به وجود آمدن کرمچاله در نزدیکی زحل، … و در نهایت ابرمکعب که ساخته دست “آن ها” معرفی می شود.
    در انتهای فیلم تارس (ربات دارای هوش مصنوعی) می گوید که آن موجودات مجهول در حال بستن ابر مکعب هستند.
    کوپر به او می گوید: “هنوز متوجه نشدی تارس؟ “آن ها” موجودات خاصی نیستند، آن ها خود ما هستیم، کاری رو که من برای مورف کردم، آن ها هم دارند برای من می کنند، برای همه ما.”
    تارس می گوید: “کوپر، مردم (people) نمی توانند چنین چیزی بسازند”
    کوپر می گوید: “نه، نه، الآن نمی تونن، اما یه روز(می سازن)، من و تو نه، اما مردم می سازند، تمدنی که به فراتر از ۴ بعدی که میشناسیم دست پیدا کردن”
    در ادامه کارگردان صحنه ای را مرور می کند که در هنگام عبور از کرمچاله آمیلیا متوجه حضور “آن ها” می شود و با انگشتانش سعی می کند با آن ها ارتباط برقرار کند، و در اینجا روشن می شود که “آن ها” در حقیقت خود کوپر بوده، این صحنه به نوعی تابلو نقاشی “آفرینش انسان” میکل آنژ را یادآوری می کند.
    به عقیده بسیاری فیلم می کوشد تا به بیننده القا کند خدا یک ذات ماوراطبیعی نیست، بلکه یک ورژن پیشرفته از خود ماست و اینجاست که تثلیث مسیحیان همه و همه در کوپر یعنی نماد عیسی مسیح خلاصه می شود. که البته نگارنده چنین برداشتی از این فیلم نمی کند.
  • این روزها بسیاری از فیلم هایی که ساخته می شوند به نوعی با هوش مصنوعی مرتبط هستند.
    یکی از قوی ترین ورژن های آن سریال “سوژه (Person of Interest)” است که خالق آن جاناتان نولان (برادر کریستوفر نولان) است و به کلی به این موضوع اختصاص دارد. هوش مصنوعی اخلاق مدار و نیک سرشتی که تا به امروز مشابه آن ساخته نشده است و بر زندگی همه مسلط است، آنچنان که از سوی بسیاری خدا خوانده می شود. در ادامه داستان، هوش مصنوعی دیگری ساخته می شود که برای رسیدن به اهدافش از هیچ اصولی پیروی نمی کند و در نهایت جنگی ترسناک و پیچیده میان این دو خدای الکترونیکی در می گیرد.
    و یا فیلم “برتری (Transcendence)” که چندی پیش اکران شد و تماما به این موضوع می پردازد. و فیلم ها و سریال های بسیار دیگری که موضوع آن ها مرتبط به این حوزه است.
    نکته ای که در تمام این فیلم ها وجود دارد این است که به نوعی رستگاری بشریت را در هوش مصنوعی و رابطه انسان و او می بینند، هرچند که همه آن ها اشاره می کنند که تبعاتی را به دنبال خواهد داشت، اما در نهایت این هوش مصنوعی است که می تواند بشر را جاودانه سازد.
    در فیلم “در میان ستارگان” هم به کرات به این موضوع اشاره می شود:
    آن جایی که مورف در رابطه با “پهپاد نظارتی متعلق به هند” با ناراحتی به پدرش می گوید: نمیشه همینطوری ولش کنیم؟ به کسی آزاری نمی رسوند …
    و صحنه های متعددی که وفاداری تارس (ربات دارای هوش مصنوعی) را به تصویر می کشد و همچنین موضوع مربوط به ربات دکتر مان “کیپ”، که با توجه به اینکه نمیخواسته دروغ دکتر مان در رابطه با وجود حیات در آن سیاره را مخابره کند از کار افتاده بود.
    نکته ی اساسی که در گفتگوی تارس و کوپر در درون سیاهچاله وجود دارد به این حوزه مرتبط است.
    آن جایی که صحبت بر سر این است که مردم نمی توانند چنین ابرمکعبی بسازند، و کوپر می گوید: “نه، نه، الآن نمی تونن، اما یه روز (می سازن)، من و تو نه، اما مردم می سازند”. به عبارت “من و تو نه” توجه بفرمایید. صحبت اینجا بر سر مردم است و طبیعتا مردم به معنای انسان هاست ولی در این صحنه کوپر، تارس را که یک هوش مصنوعی است جزیی از مردم به حساب می آورد. آنچنان که می دانیم در مرکز سیاهچاله زمان و مکان یکی می شوند و می ایستند و سینگلاریتی (Singularity) پدید می آید. سینگلاریتی به معنای یکتایی است و شاید منظور کارگردان یگانه شدن انسان و هوش مصنوعی باشد، آنچنان که در تمامی صحنه های مربوط به ابرمکعب تصویری از تارس نمی بینیم و فقط صدای او را می شنویم. شاید می خواهد به ما القا کند که آن مردمی که به فراتر از ۴ بعد دست یافته اند، انسان هایی پیوند خورده با هوش مصنوعی هستند. (AI men)
    هرچند که این برداشت ها تماما فرضیه است.
  • نکته دیگری که در فیلم جاری است پاسخ به فیلم ادیسه فضایی کوبریک است. حتما همه متوجه شباهت تک سنگ (monolith) کوبریک و ربات های نولان شده اند. پاسخی که نولان به کوبریک می دهد این است:

آن هایی وجود ندارد. این خود ماییم …
It’s not Them. It’s US

بشر نجات پیدا می کند، پیشرفت می کند، فتح می کند … و برای اینکار نیازی به یک قطعه سنگ بزرگ راهنما از جانب موجودات فضایی دیگر ندارد. راه نجات را هم از زبان کوپر اینگونه نقل می کند:

“قدیم ها عادت داشتیم به آسمان نگاه کنیم و به جایگاهمون در میان ستارگان بیاندیشیم، حالا فقط به پایین نگاه می کنیم و نگران جایگاهمون بین گرد و خاک هستیم. ما کاوش گر و پیش تاز هستیم، نه متولی و نگهبان”

نتیجه گیری

  • مایه تاسف است که در فیلم “در میان ستارگان” به طور مستقیم هیچ اشاره ای به خدا نمی شود.
    در عین حال به هیچ وجه وجود خدا را به چالش نمی کشد. اصولا این فیلم هیچ توضیحی در باب خلقت جهان و اینکه این عظمتی که گوشه ای از آن در فیلم به تصویر کشیده شده است حاصل تدبیر کیست نمی دهد. روند داستان متمرکز بر روی انسان و کاوشگری های اوست که در راستای نجات بشریت است. تمامی برداشت های متنوعی که از فیلم می شود و در بالا به بعضی از آن ها اشاره شد، حاصل پیچیدگی های روند داستان است و هیچکدام این برداشت ها دلیلی معتبر برای اقامه خود ندارند.

در پایان شمارو دعوت می کنم به تفکر در آیات ۷۵ و ۷۶ سوره واقعه :

فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ ﴿٧٥﴾ وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ ﴿٧٦﴾
قسم به جایگاه ستارگان، و اگر بدانید بی تردید این سوگندی بس بزرگ است.
I swear by the locations of stars, it is a great swear if you knew

توجه بفرمایید که در این آیه خداوند به ستارگان قسم نمی خورد، به جایگاه ستارگان قسم می خورد، و در ادامه می گوید اگر علم داشتید بدون شک درک می کردید که این قسم بسیار بزرگ است.

براستی چه رازی در جایگاه ستارگان نهفته است که خداوند آن را قسمی بزرگ عنوان می کند؟!!!!

برداشت ها و نظراتتون در مورد فیلم و آیات قرآن کریم رو حتما زیر همین پست با ما درمیان بگذارید.

وَالسَّلَامُ عَلَىٰ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَىٰ

منابع : سایت های یک پزشک، مجله مووی مگ و سایت های تحلیل فیلم متعدد انگلیسی زبان

39 دیدگاه

  1. بسیار عالی و دقیق، استفاده کردیم.

  2. سلام
    من دوتا سوال داشتم
    من در هر دو فیلم نولان ( تلقین و بین ستاره‌ای) دو مفهوم تکراری میبینم و معنایی اون رو متوجه نمیشم. اول اینکه نولان چرا اینقدر اصرار داره تا شرایطی خلق کنه که یک ساعت به یک روز و یا یک روز به سال برسه؟؟ در هر دوی این فیلم ها کاملا مشهودتا جایی که نولان از فیزیکدان همراهش میخواد تا شرایط فیزیکی فراهم بشه تا این اتفاق بیافتی و دومین سوال اینکه ابعاد رو برعکس کنه

    • “زمان” با توجه به پیچیدگی هایش همواره در طول تاریخ مورد توجه اندیشمندان بوده است. پس پرداختن به مقوله زمان اتفاق جدیدی نیست. اما نبوغ نولان در استفاده از این مفهوم منحصربفرد است، در عمده آثار نولان عنصر زمان نقشی اساسی ایفا می کند، آنچنان که در فیلم یادگاری (Memento) روند داستان به کلی از انتها به ابتداست و یا در فیلم تلقین (inception) پس از طراحی قوانین حاکم بر خواب بار دیگر از عنصر زمان مدد می گیرد و داستان را پیش می برد.
      اما در مورد فیلم “در میان ستارگان” (interstellar) : این جمله که می گویید “از فیزیکدان همراهش می خواهد تا شرایط فیزیکی فراهم شود” دور از واقعیت است. قوانین فیزیکی حاکم بر داستان سال هاست که مورد بحث بوده اند و از نظر تئوری ثابت شده اند. انقباض زمان در نسبیت های عام و خاص اینشتین مطرح شده است و سال هاست دانشمندان بر روی آن کار می کنند و در حال تکمیل آن هستند، دیگر مباحث علمی موجود در فیلم من جمله کرمچاله ها، سیاهچاله ها و … نیز همگی مباحث رایج علم فیزیک و اخترفیزیک هستند …
      اینشتین در سال ۱۹۰۵ ثابت کرد که جهان تنها از سه بعد فضایی تشکیل نشده و زمان صرفآ یک پارامتر در حال تغییر نیست، بلکه بعد چهارم عالم است. در این فضازمان چهار بعدی، کرمچاله‌ها می‌توانند سوراخی به جهانی دیگر یا ناحیه‌ای دیگر از همین جهان باشند.
      در حقیقت نولان با توجه به آشنایی که با این مباحث فیزیکی داشته، داستان خود را بر روی آن بنا کرده است. جایی خواندم که جاتان نولان در هنگام نگارش فیلم نامه به مدت دو سال در کلاس های کیهان شناسی و نسبیت دانشگاه شرکت می کرده است. بدیهی است که حضور پروفسور کیپ تورن به عنوان مشاور در کنار این دو برادر احتمال اشتباهات علمی را به حداقل رسانده است.
      متاسفانه منظور شما از جمله “ابعاد رو برعکس میکنه” متوجه نشدم، اگر بیشتر توضیح بدهید شاید بتوانم کمکتان کنم …
      با تشکر و آرزوی موفقیت برای شما

  3. دو سوال
    ۱-چرا کوپر مختصات ناسا رو داد وقتی میگفت بمون؟
    ۲-اون انسان های پیشرفته از کجا اومدن؟

    • پاسخ سوال اول: در ابتدای مواجه با ابرمکعب طبیعتا کوپر وحشت زده میشه و یک سری رفتارهای احساسی انجام میده اما رفته رفته که علت حضورش در اون مکان رو درک میکنه، به خودش مسلط میشه و تمام سعیش رو میکنه که از طریقی بتونه با برقراری ارتباط زمینه ساز نجات مردمان زمین بشه …
      پاسخ سوال دوم : روشن است که فیلم توضیح زیادی در رابطه با آن مردمانی که به فراتر از ۴ بعد دست پیدا کردن نمی دهد و فقط به این جمله که آن ها خود ما هستیم، بسنده می کند. شاید نولان پاسخ به این سوال را به عهده بینندگان گذاشته است، آنچنان که تحلیل های شخصی متعددی در این رابطه نگارش شده است و در اینترنت موجود است، یکی از نمونه های خوب این تحلیل ها را در اینجا می توانید مطالعه فرمایید.
      ممنون که سوالاتتون رو با ما درمیون گذاشتید …

  4. سلام و خسته نباشید

    چرا محل جدید سکونت انسانها یکی از قمرهای سیاره زحل شد، در حالی در فیلم هدف این بود که با گذشتن از کرمچاله نزدیک سیاره زحل، محل جدیدی را برای سکونت بشر در کهکشان دیگر پیدا کنند؟

    • بعد از حل معادله گرانش توسط مورف کوپر، ایستگاه هایی برای سکونت موقت بشر ساخته شده اند. یکی از آن ها ایستگاه کوپر است که به دور سیاره زحل در حال چرخش است و شاید دلیل این انتخاب نزدیکی به کرمچاله برای سفر به دیگر نقاط جهان و یافتن سیاره ای قابل سکونت باشد. آن چنان که در صحنه های پایانی فیلم میبینیم آمیلیا برند وارد سیاره ادموندز شده است و شرایط برای حیات انسانی در این سیاره فراهم است.

  5. سلام علیکم.
    ۱وقتی که کوپر میگوید آنهایی وجود ندارند و آنها خود ماییم آیا وجود خدا را زیر سوال نبرده است(یعنی به خدا نیازی نداریم)؟۲ایا در فیلم نمیخواهد بگوید که بعد از مرگ بهشت و جهنمی در کارنیست و در فضایی دیگر در همین جهان بسر خواهیم برد؟۳شبهه ای هم در مورد خلقت جهان برایم بوجود آمده.فیزیکدانان میگویند که طبق فیزیک کوانتوم برای آفرینش انسان نیازی به خدا نیست.ایا صحیح است؟

    • سلام – معلومه که هیچ وقت منظورش این نیست که ما خدایی نداریم بلکه کارگردان به جورایی تعیین این موجودات رو به عهده ی خود بیننده گذاشته البته یه نظریه ای هم در دنیا هست که میگه انسان و خدا تصویر یکدیگرند که خیلی شبیه به این مسئله هست .

    • سوالاتی که پرسیده اید بسیار کلی و سلیقه ای هستند، اگر نظر من را می خواهید باید عرض کنم که خیر، بنده تصور نمیکنم که این فیلم در جهت تکذیب خدا و … ساخته شده باشد.
      در مورد شبهه ای که فرمودید باید توجه داشته باشید که هر علمی به حوزه‌ای اختصاص دارد و ورودش به حوزه‌های دیگر خطا و بی‌نتیجه است.
      ورود علم تجربی به حوزه‌ی فلسفه نیز همین گونه است. علم تجربی نمی‌تواند ثابت کند که «خدایی هست» و نیز نمی‌تواند ثابت کند که «خدایی نیست». مضافاً بر این که علم تجربی راجع به هیچ «نبود یا نیستی»ای، اگر چه مادی باشند نیز نمی‌تواند نظر دهد و فقط مجبور و محدود است که راجع به هستی‌های محسوس نظر دهد.

      الف – پس، این که ثابت کنیم خدایی هست یا نیست، کار علم تجربی نیست. لذا فیزیک کوانتوم نیز نمی‌تواند قائم به خود ثابت کند که خدایی هست و یا نیست. حتی اگر ازلیت ماده را ثابت کند [که نتوانسته و نمی‌تواند]، باز وارد علم فلسفه شده است و یافته‌های‌ی فیزیکی را در عرصه‌ی عقل و فلسفه و منطق مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است. مضاف بر این که فیزیک کوانتوم به هیچ وجه در پی نفی خدا نیست و آن چه هم تا کنون به صورت ژورنالیستی بیان شده و مورد سوء استفاده‌ی تبلیغاتی در نفی خدا به کار گرفته شده، فقط «نظریه» است و نه علم. و از نظریه نمی‌توان و نباید تبعیت نمود.

      دقت شود که اغلب قریب به اتفاق انحرافات انسان – به ویژه در عرصه‌ی جهان‌بینی – به خاطر پیروی از نظریه است و نظریه هیچ‌گاه نمی‌تواند جانشین یک مطلب علمی و ثابت شده باشد. چقدر در قرآن کریم به عدم پیروی از «ظن و گمان و نظریه که بر اساس همان ظن و گمان است» تأکید شده است تا انسان گمراه نشده و هدایت گردد:

      «وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ» (الأنعام – ۱۱۶)

      ترجمه: اگر از بیشتر مردم پیروی کنی، تو را از راه خدا دور می‌سازند. چرا که آنان جز از ظنّ و گمان پیروی نمی‌کنند و آنان جز به دروغ و گزاف سخن نمی‌گویند.

      «وَ ما يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْني‏ مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ بِما يَفْعَلُونَ» (یونس – ۳۶)

      ترجمه: بیشترشان (در معتقدات خود) جز از شکّ و گمان پیروی نمی‌کنند (و جز به دنبال اوهام و خرافات نمی‌روند). شکّ و گمان هم اصلاً انسان را از حق و حقیقت بی‌نیاز نمی‌سازد (و ظنّ جای یقین را پر نمی‌کند و سودمند نمی‌افتد). بیگمان خداوند آگاه از چیزهائی است که انجام می‌دهند.

      ب – ماده نیز با «نظریه» یا «شعار» ازلی نمی‌شود. اثبات علمی می‌خواهد. ازلی یعنی موجودی که در هستی‌ یافتن و اصل وجودش نیازی به غیر ندارد و همیشه بوده است. یعنی کمال مطلق است و هیچ گونه نیستی به او راه نمی‌یابد. لذا همیشه بوده و خواهد بود. پس، هر موجودی که «ازلی» باشد،‌ حتماً «ابدی» هم هست. یعنی هیچ گونه تغییر، تحول، حرکت فیزیکی – که هرگونه حرکت فیزیکی دال بر نیاز است و حدوث مجدد و … نیز بر او راه نمی‌یابد. در حالی که ماده واجد همه‌ی این شرایط موجود «حادث» است.

      ج – بطلان این که چیزی خود به خود و بدون هیچ علت و عامل و سببی به وجود آید، بر همگان ثابت است، به ویژه در علوم تجربی و فیزیک. حتی یک نمونه‌ی تجربی (طبیعی) که بتوان بدان استناد نمود نیز وجود ندارد. که اگر چنین بود، هیچ علمی (به ویژه در عرصه‌ی تجربی و فیزیک) قابل کشف، دسترسی و بهره‌وری نبود.

      د – فلاسفه معاصر غربی نیز پس از قرن‌ها تلاش بی‌وقفه‌ی گذشتگانشان مبنی بر نفی وجود خدا، به این نتیجه رسیده‌اند که نمی‌توانند وجود یک عامل حیات بخش «هستی مطلق» را رد کنند. خواه نامش را الله بگذارند یا خدا یا یک انرژی ناشناخته و یا …، لذا سعی دارند که کلاً صورت مسئله را پاک کنند و با الفاظ جدیدتر و پست مدرنیسمی مدعی شوند که ما با «قواعد جهانی هستی» کاری نداریم (یعنی می‌خواهد خدایی باشد یا نباشد) بلکه با قوانین آن کار داریم که آن را هم خودمان وضع می‌کنیم.

      ھ – مقوله «غیب» نیز چیزی نیست که کسی بخواهد یا بتواند آن را تکذیب و رد کند. ما با غیب زندگی می‌کنیم. مشهودات هر انسانی بسیار کم است و آن چه مشهود او نیست، از نظرش غایب است. لذا حتی در مادیات نیز غیب وجود دارد. مثلاً کسی که در اصفهان است، در نظر کسی که در تهران است، در غیب است، تا روزی که برای او نیز ظهور یافته و مشهود گردد. لذا هر مشهودی نیز خود از منظر دیگری در غیب است و نشان از غیب دیگری دارد.

      به همین دلیل، فلاسفه جدید نیز فقط نامش را تغییر داده‌اند و برای این که نگویند ما نیز اذعان به «غیب» داریم، می‌گویند: هیچ چیز خودش نیست و هر چیزی نشانه است.

      معنای این سخن این است که هر چیزی، نشانه و راهنما به چیز دیگری است که آن در غیب است. حتی پوست بدن، حجابی می‌شود که گوشت را در غیب نگه‌ می‌دارد، گوشت حجابی می‌شود که خون را در غیب نگه می‌دارد، خون حجابی می‌شود که گلوبول‌ها را در غیب نگه می‌دارد و … . بعد هر کدام نشانه‌ای هستند که به سوی غیر خود راهنمایی می‌کنند.

      این همان معارف اسلامی است. معارفی که می گوید همه چیز نشانه است و هر نشانه‌ای به سوی غیر خود راهنماست.

      حال اگر تک به تک اجزای جهان نشانه‌ای هستند که غیر خود را نشان می‌دهند، پس کل جهان هستی نیز یک نشانه‌ است که غیر خود را نشان می‌دهد. یعنی اگر کل عالم هستی نمی‌تواند بدون علت و عامل به وجود آید، بیانگر وجودی هستند که خود علت العلل است و عاملی برای وجودش نمی‌خواهد – اگر همه فانی هستند، نشان از یک باقی دارند – اگر همه ضعیف هستند، نشان از یک قوی دارد که ضعفی بر او راه نیابد – اگر همه نیازمند به غیر هستند، نشان از وجودی غنی و بی نیاز دارد که به واسطه نیاز همگان را بر طرف نماید. پس جهان خلقت و مخلوقات، همه نشان از خالق حکیم و علیم و قادر و حی … و کمال مطلق دارد.

  6. منطقی ترین و بی طرفانه ترین و در عین حال کامل ترین نقدی بود که درباره این فیلم خوندم
    عالی بود

  7. سوال : اصلا منظورشون از جاذبه و حله معادلش چی بود؟ دقیق نفهمیدم . سوال بعد اینکه چرا یهو آخرش تو یه سفینه نزدیک زحل بودن . وقتی کوپر آخر فیلم تو سفینه به هوش میاد چرا توپ بیسبال اونطوری خورد به شیشه؟

    • حل معادله گرانش به معنای غلبه کردن بر گرانش و مهار آن است. در صورتی که به این موضوع علاقه مندید پیشنهاد میکنم کتاب The Science of Interstellar تالیف پروفسور کیپ تورن را دانلود کرده و مطالعه بفرمایید.

  8. تشکر از تحلیل کاملتون.

  9. من پایان فیلم رو متوجه نشدم بالاخره مردم رو بردن سیاره زحل؟یا همون سیاره رو ….میشه توضیح بدین؟

    • بعد از حل معادله گرانش توسط مورف کوپر، ایستگاه هایی برای سکونت موقت بشر ساخته شده اند. یکی از آن ها ایستگاه کوپر است که به دور سیاره زحل در حال چرخش است و شاید دلیل این انتخاب نزدیکی به کرمچاله برای سفر به دیگر نقاط جهان و یافتن سیاره ای قابل سکونت باشد. آن چنان که در صحنه های پایانی فیلم میبینیم آمیلیا برند وارد سیاره ادموندز شده است و شرایط برای حیات انسانی در این سیاره فراهم است.

  10. سلام
    تحلیل خوبی بود ولی به اتفاقات فیزیکی به طور کامل پاسخ نداده بودین…
    مثلا این که چرا وقتی به سیاه چاله نزدیک میشیم زمان کند تر میگذره ؟؟؟
    یا علت اون موج های بزرگ چی بود؟؟

    • هدف از متن نگارش شده بررسی جزئیات علمی فیلم نبوده است. برای آشنایی با مسئله انقباض زمان نظریات نسبیت عام و خاص اینشتین را مطالعه بفرمایید. در رابطه با امواج بزرگ سیاره میلر هم بهتر است ابتدا رابطه میان جزر و مد روی زمین و گرانش ماه را مطالعه بفرمایید و سپس به نزدیکی سیاره میلر به سیاهچاله توجه بفرمایید.

  11. از نظر من این فیلم عالی هستش با اینکه یه بار دیدمش ولی واقعا کوپر حرف خوبی زد که آن ها خود ما هستیم .راست میگه شاید در زمان قدیم میگفتند که ان ها هستند که میتونن پرواز کنن ولی آن ها خود ما بودیم که تونستیم پرواز کنیم و شاید روزی برسد که نظریه انیشتین هم کامل بشه و به قول کوپر (آن ها .خود ما هستیم)
    با تشکر از شما

  12. امیر حسین مولوی دوست

    واقعا زیبا بود

  13. سید هادی عبدالرحیم زاده

    با سلام..امشب فیلم در جلسه انجمن سینمای جوان لارستان پخش و از نقد شما استفاده گردید.با تنشکر فراوان

  14. اگه امکان داره نظرتون در مورد سوالم رو بگید؟
    سوال: اگه از نظر فیلم “اونا” همان انسانها هستند که به فراتر از بعد ۴ دست یافتند و دارند کوپرو انسانهای آن دوره را کمک می کنند، سوال پیش میاد که اونا چجوری نجات پیدا کردند که دارند انسانهای هم زمان کوپر رو کمک می کنند مگر نه اینکه خوذ کوپر ذر نقش منجی نسل بشر می باشد؟؟؟؟؟

  15. سلام.
    با تشکر از نقدتون خواستم چند نکته رو عرض کنم. اول راجع به تشابهاتی که با دین مسیحیت فرمودید اگه از دیدگاه فرازمانی داستان بهش نگاه کنیم شاید ماجرارو یجور دیگه ببینیم و شاید بتونیم اینجور فکر کنیم که داستان مسیح و نجات بشریت در واقع برداشتی رمزآلود از نجات بشر توسط کوپر باشه که آیندگان به گذشته فرستادند.
    اگه از این برداشت هم بگذریم مورد بعد اینه که دیدن نشانه های مسیحیت در یه فیلمی که توسط یه مسیحی ساخته شده
    چیز عجیبی نیست و نباید خورده بگیریم به نولان همونطور که یه مسلمون خیلی از اعتقاداتشو تو فیلماش ممکنه بیاره.
    موضوع بعد مساله خدا هست. به نظر من فیلم چیزی راجع به انکار خدا ابدا نگفته. حتی اگه ما نگاه مذهبیم داشته باشیم معتقدیم که خدا خیلی وقتا تو راهی که بشر میره انتخابو به عهده ی خودش میذاره و دخالتی نمیکنه. ما توی این جستجو نباید منتظر باشیم خدا مثل یه کاشف کنارمون باشه. وظیفه جستجو به عهده ی خودمونه.
    با تشکر از توجهتون

  16. سلام..تحلیل عالی بود

  17. نقد تقریبا همه جانبه و قوی ارایه شده بود.
    وقتی میخوندم از رعایت اعتدال در نقد لذت بردم با توجه به ماهیت مذهبی سایتتون.چون یک نقد کاملا ابکی در یکی از سایت ها از فیلم خوندم بطوری که حس کردم داره ی فیلم درجه۴ دهه ۶۰ هند رو نقد میکنه اما نقد سایت شما واقعا جالب بود.
    بسیار ممنون….

  18. با سلام و تشکر بابت تحلیل خوبتون. من به تازگی فیلم رو دیدم و بسی لذت بردم. برداشت من از فیلم این بود که ما صرفا خودمون مسئول زندگی خودمون هستیم. هرچه بکاریم همون رو برداشت میکنیم (دقیقا مطابق تعلیمات دینی مون) و اینکه توی این فیلم من برزخ رو دیدم اینکه فیلم زندگی از جلوی چشممون رد میشه و پشیمونی دیگه فایده ای نداره.
    من اطلاعاتی در مورد علم فیزیک ندارم اما توی این فیلم سیاه چاله رو به ناخودآگاه انسان تعبیر کردم که سیاهی مطلقه (مورد نظر یونگ) که اگه انسانی بتونه به برخی از جنبه هاش آگاهی پیدا کنه میشه اشرف مخلوقات و قدرت عظیمی پیدا میکنه. به نظر من کوپر یک ابر انسان بود که تو برهه خطیری انتخابی در مسیر خویشتنش انجام داد و تونست “انسان” رو نجات بده چون خودش خواست. اینکه بنشینیم تا بیان و مارو نجات بدن اندیشه عصر حاضره تا بشر دست از تلاش برداره. ازتون ممنونم

  19. سلام شبهه ای داشتم.
    در فیلم امیلیا میگه من عاشق ادموند هستم درحالی که زمان سفر از زمین تا سیاره ادموند ۲۰ سال زمینی است پس وقتی ادموند زمین را ترک کرده امیلیا بچه ای بیش نبوده پس چطور عاشق ادموند شده؟

  20. با سلام و خسته نباشید

    بسیار بسیار نقد زیبا و عالی بود از هر جهت خدا به شما خیر دهد
    ان شاء الله زیر سایه بی بی دو عالم مستدام باشید
    فیلم بسیار زیبا و عمیقی بود، البته تعجبی هم نداره چون کارگردان کار درستی دارد

    یا علی

  21. با سلام
    نقدتون عالی بود
    خصوصا وقتی مینوشتید در حد فرضیه است و تصوراتتون تحمیل نمیکردید
    من قبلا توی ی سری سایت ها نقدهایی میخوندم که سعی داشتن با معیار اسلام و خدا محک بزنن و برحسب تعصب زیاده روی میکردن و اثرو نابود و بی چیز میشمردن
    ولی این نقدو تحسین میکنم
    منصفانه بود
    ی نقد در سایت زومجی هم موجود هست که واسه کسایی که توی درک فیلم گیر کردن خیلی کمک میکنه
    موفق باشید

  22. سلام
    خدا قوت
    نقد خوبی بود
    لطفا بیشتر بنویس
    ممنون

  23. فیلمو قبلا دیدم .بنظرتون سینما بدون نولان سینماس؟؟ دلم واسه فراستی پرعقده میسوزه فقط. بگذریم. دوستان خیلی راجع به انکار یا قبول خدا و ردی در فیلم بودن ولی همونطور که تو نقد گفته شد فیلم حتی به مفهوم خدا و افریننده نزدیک هم نمیشه ولی رگه هایه متریالیسم یه نمور پیداس .روحی وجود نداره جمله ایه که بارها بکار برده میشه .نولان خلط بحث کرده بنظرم اینجا
    دوستان شاید با مفهومی بنام نشانه ها اشنایی داشته باشن شایدم اصن قبول نداشته باشن .همه ما تو زندگی گاها موارد خیلی عجیب تجربه میکنیم مثله اصل همزمانی و غیره ازین بالاتر بنظرم این نشانه ها تابع روابط خاصی هستند که در دسترس گونه فعلی بشر نیست ولی بازم این دیده شدن موارد خاص تو فیلم مثله همون قسمتهای کتابخونه ربطی بوجود یاعدم روح نداره
    یا دیالوگ بین ترس و کوپر که معناش همون :هرچی هست خوده ماییم میشه
    بطور کلی فیلم جایی واسه خرافه نمیذاره گو اینکه در مورد سرحدات علم صحبت میکنه
    حتما اگه فرصت کنم دوباره بین ستاره ای رو میبینم ممنون از نقد جالبتون

  24. سلام
    خدا خیرتون بده … بالاخره یکی پیدا شد یکم مارو روشن کنه …. خیلی دوست دارم در مورد اینجور مسائلی که فراتر از زمینی که ما روش زندگی می کنیم بدونم اما نمیدونم سراغ چه منبعی برم … آخرش به این نتیجه رسیدم به جز قرآن و احادیث که تنها منابع بدون تردید هستن منبع مطمئن دیگه ای وجود نداره …. درباره ی قرآن آیه های زیادی سراغ ندارم اما میدونم (البته اگه اشتباه نکنم) جلد ۵ بحارالانوار از احادیث ائمه درباره ی نجوم زیاد داره …. شما یه سرچ کنید پاسخ امیرالمومنین درباره ی آسمان ها … که تو اون روایت به هفت آسمون و لاهوت و ملکوت و عرش اشاره می کنن …. ببخشید خیلی حرف زدم ….

  25. سلام با تشکر از تحلیل عالیه شما. چندتا سوال مغزمو ددگیر کرده
    اصن بعد چیه مثلا میگید بعد ۴
    تو اون صحنه ای که کوپر میگه الان نه ولی در آینده شاید بتونن بسازن مگه انسان میتونه یه فضای جدید یه دنیای جدید یا حتی زمان خلق کنه؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *